مردم فكر میكنن برای اینكه عاشقِ یه پسر باشی باید دسته گلای بزرگ و كادوهای خفن و سورپرایزای جالب و هر شب بهترین رستورانو داشته باشی. ولی من ميگم میشه بعد ازینكه تو ماشین پیتزا خوردین، قبل از رفتن یه ماچه محكم بذاره رو لبات و شیشه ماشینتو واست تمیز كنه. واقعا میتونی فدای دستای مهربونش بشی و دلت از خوشی قنج بره. من عاشقه گل و كادو و رستورانم، اصلا باید باشه..؛ ولی مجموعِ توجهای كوچیك كوچیكن كه آتیشه دله یه دخترو روشن نگه میداره. باید بدونی لوس با

ادامه مطلب  

اين نيز ميگذرد؟  

سرویس میشم یه شبایی مثل امشب، دلم میخواد سر روی سینت بگذارم و با صدای قلبت بخوابم، پیش خودم ميگم مگه اینهمه دور نبودی خب همونكارارو بكن ، میگه آخه نداشتمش اون موقع، ميگم خب ببین ! الان داریش فقط باید صبر كنی، میگه نمیدونم سختره یا آسونتر وقتی نداریش و نیست یه درده وقتی داریش و نیست یه درد. ميگم دیگه بهونه میاریا اومدنی بود كه داریش الانم زمااان فقط زمان بده دیگه هست ، میگه باشه .
اما روشو میكنه اونورو خیره میشه به دیوار
كلافم میكنه گاهی ، دلم

ادامه مطلب  

از هر در  

امروز بارون میباره.  از بارون های بهاری. بارونی كه پارسال با دل عاشقم هماهنگ میزد به شیشه امسال منو دلتنگ تر میكنه. از صبح یه حالی م. مهمون اومدن دوستم و اشپزی زوری براش و دیدن فیلم the orginals و اینستا و تلگرام و به خودم رسیدن و لواشك خوردن هممممم نتونست حریف اون حس دلتنگی عمیق توی وجودم شه. میدونی بعضی وقت ها واقعا غصه ی چيزي رو نمیخورم فقط صرفا حالم خوب نیست. نه كسی رو میخوام نه چيزي رو. فقط میخوام رو تخت وول بخورم و برم به خلسه ی فكری خودم. 
مطلب د

ادامه مطلب  

شانزده ماهگی  

امروز  بیست و دوم مهرماه نود و پنج وشانزدهمین ماهگرد من.جالبه که من شانزده تا دندونم دارم.کارای جالبی میکنم.مثلا با بابایی ميگم هوووووو وپامون میکوبیم زمین میچرخیم خیلی جالبه مثه حرکت سرخپوستا.حالت ابتدایی کله ملق رو میگیرم.دنیارو وارونه میبینم.کلماتی هم که ميگم دمپایی رو ميگم امپایی.این سیه ميگم.هام هام.ماااااااه.خونه رو ميگم اونه.گبه ميگم.حمام و آب با ميگم.به ماشین ميگم هان هان.گل.جوجه.این.الوووو.عمه.به شیرو خوراکی های خوشمزه نانا  .وکلم

ادامه مطلب  

دعوا  

 
‎دیشب برای سومین بار تو این٤سال با راضیه دعوام شد
‎بار اول سر مسیح بود،بار دوم سر مهشید اینبارم ...
‎نمیدونم چرا همیشه پای یه نفر كه وسط باشه این میشه ...
‎ایمان (استاد)عصر بهش زنگ زده بود 
‎حال و احوال ،گفته بوده تو فكرت بودم ،صبحم تو یونی نشد درست حرف بزنیم ،شنبه و یكشنبه كی كلاس داری؟اونم كه مثل همیشه جواب داده ،نمیدونم از این مردك چی میخواد بكشه بیرون!! 
‎بعد پرسیده مهتاب كجا رفته بود صبح؟ جواب داده رفته بود یجا نشسته بود منتظرم وقتی كه

ادامه مطلب  

Dorugh  

دیگه نمیشه ادعا كرد كه صادق ام و چقد دردناكه. نیای ادم بزرگا كثیف تر از اون چيزيه كه میشه فكرشو كرد كاشكی طرز فكرا مث اون بچه كوچولویی كه واسه پنج دقیقه بیشتر بیدار موندن تلاش میكرد ما واسه دل خودمون تلاش میكردیم دورم میبینم اتفاقایی كه انرژی مثبت نداره و گاهی از لحاظ ادم بزرگونه ای نباید واكنش نشون داد 
یه چی دیگه هم كه حالمو خراب میكنه ادمایی كه ١٠٠ درصد میگن راست میگن و اون خنده ی احمقانه كه تحویلت میدن یعنی ،،،خول تو نمیفهمی و از اعتماد ب

ادامه مطلب  

 

این چند وقت سرم خیلی شلوغ بود 
بابام حالش خوب نبود و بیمارستان بود، سامیارم كه كاراش بهم ریخته اون موقه كه هنوز محرم نبودیم همه حواسش به من بود 
ولی از وقتی محرم شدیم اصلا توجه نمیكنه 
دلم برای امیر تنگ شده حرف زدن باهاش درد و دل كردناش یهو غیب شدناش اروم كردناش كاش بود 
نمیفهمم با خودم چند چندم یه لحظه ميگم امیر بعد یهو ميگم مارالل تو ازدواج كردی  شوهرته فكر كردن به امیر اشتباهه گناهه 
اما بعد ميگم ما كه ....
پوففف كاش ساسان برد فكر بد نكنیناا

ادامه مطلب  

.....  

ميگم مهم نیست
اما وقتی اسمشو میشنوم داغ دلم تازه میشه
ميگم مهم نیست
اما وقتی بهش فکر میکنم اشک توچشام جمع میشه
ميگم مهم نیست
اما در تنهایی همش باهاش حرف میزنم
ميگم مهم نیست
اما بعضی وقتا دستم میره به شمارش زنگ بزنم نزنم بزنم
ميگم مهم نیست
اما دلم واسه صداشو خنده هاش لک زده
ميگم مهم نیست
اما شبا تاصبح خوابم نمیبره باخودم ميگم یعنی داره چیکار میکنه
ميگم مهم نیست
اما میدونم چقد مهمه میدونم چقد دوسش دارم
ميگم مهم نیست
میگی بگو مهمه، ولی نیست
اره

ادامه مطلب  

حال کن  

اول 2 تا لنگشو باز میکنم بعد باهاش ور میرم بعد خیسش میکنم اخرش با دستمال پاکش میکنم...من عینکم رو اینجوری پاک میکنم===========================حالا به من نمی دی و میری به دیگران میدی؟اس ام اس رو ميگم چرا فکر بد میکنی؟!===========================زن:خیلی بزرگه! مرد:عادت میکنی.زن:از پشت درد میگیره! مرد:جا باز می کنه.زن:نمی خوام! مرد:خیلی بزرگه؟زن:آره. مرد:بگم یه کفش دیگه بیارن؟===========================اون چیه که اگر پسر نداشته باشه بهش زن نمیدن ؟ اولش(ک)، آخرش (ر)جواب : کار=========================

ادامه مطلب  

از ماست که بر ماست  

ميگم بهش سیبیل بذار سیبیل داشته باش بعد هی میگه خب که چی بعدش چی؟دوس دارم خفش کنم بگیرمش بزنم تو اون سرش بگم خب احمق دلم میخواد، قبل و بعد داره؟نفس عمیق میکشم و بهش ميگم عکس عکس
 پسر چاقالو باشه هیژده سالش باشه مرد شده باشه بعد سیبیل نداشته باشه؟ 
خو چرا نمیذاره؟ دلم میخواد یه بار که سیبیل گذاشت اووووونقد بگیرم دونه به دونه بکشمشون بیرون که بلند بشن :)آویزونش بشن 
بعد مثلا تا پایین لبش نزدیک اون سوراخه سیبیل داشته باشه بعد هی تو عصبانیت دستی

ادامه مطلب  

نت؟!  

اول از همه تبریك ميگم ب مریم جون كه بارداره! دوم تو همون مریمی كه ی نى نى هم داشت؟! سوم بهرحال بازم مبارك! چهارم ادرس وبلاگ  نزاشتی و خصوصی بود اینجا ميگم 
من تمام طول باردارى از نت استفاده كردم وایفای یعنی اما شبها و هروقت میخواستم بخوابم وایفای قطع و اینكه تقریبا همیشه موبایلم انتن ش آف بود یعنی موبایل قطع و فقط وایفای استفاده كردم موبایل امواجش ضرر بیشتری داره بخصوص اگركنارت زنگ بخوره برا همین من كلا گوشیم تعطیل بود 
بارداری و زایمان خوبى

ادامه مطلب  

هعی های هوی  

هزار بار سعدی تو را نصیحت کرد 
که حرف مجلس ما را به مجلسی نبری....
اقااااااااا ما نفهمیدیم ک چرا یسریا مقاومت میکنن در برابر مقوله ی فهمیدن 
من هی ميگم نره 
هی میگه بدوش
اخه نرهههه 
وعاااا 
هی ميگم نگوووو 
هی میگه 
هی ميگم ننوییییس 
باااز میگه هر کسی کار خودش مال خودش آتیش به اموال خودششش 
هی ميگم ن 
هی میگه نگمه

ادامه مطلب  

چاووشی  

میگه شهرزاد رو دیدی؟
ميگم نه
میگه آهنگ هاش رو گوش دادی؟
ميگم آره . کدوم؟
میگه همون که میگه تو دنیای سردم به تو فکر کردم 
ميگم خوب آره چطور
میگه آخه من تو دنیای گرمم بهش فکر کردم
ميگم یعنی چی؟
میگه نمی دونم به خدا
ميگم ...میگه...
_____________________
آخه نمی دونم یعنی چی چرا خودش رو سر کار گذاشته من هم نمیدونم

ادامه مطلب  

:)  

ميگم یعنی یه معذرت خواهی به من بدهکار نبود.....میگه مگه این چیزارو هم میفهمه....ميگم خیلی چیزا فهمیده بود.....میگه پس واسه این راحت بازی خوردی....ميگم یعنی حقم بوده....میگه فک میکنی مهمه واسش.....ميگم......دلم واسه خودم سوخت...میگه منم ولی کم

ادامه مطلب  

128  

اینكه هنوز از صدام میفهمی حالم خوب نیس و وقتی ميگم خوبم ، اصرار میكنی كه صدات گرفته ست میدونم چيزي شده ، بگو بهم .. این ینی هنوز برات مهمم ، هنوز دوسم داری مهربونم ...
مثل همیشه درست فهمیدی عزیزم ، از همون اول كه صداتو شنیدم بعد نزدیك دو روز بی خبری ، اشكام ناخودآگاه سرازیر شدن و تمام تلاشمو میكردم نفهمی اینو ... آخه اگه میپرسیدی چی میتونستم بگم ...
بگم گریه میكنم چون ازت دلخورم ؟
بگم گریه میكنم چون نزدیك دو روز نبودم و تو نگرانم نشدی و خبری ازم نگر

ادامه مطلب  

حجاب از نگاه حاج آقا قراعتی  

لباس مقدس است، لباس نعمت است، كرامت است. خدا به حیوان لباس نداده به انسان لباس داده شما یك چيزي را كه همینطور عادی و معمولی تلقی می‌كنید در پارچه نمی‌پیچید اما یك چيزي را كه ارزش دارد در كاغذ كادویی می‌بندید. هر چيزي كه ارزش دارد، حجاب هم دارد. (دی ماه 67)

ادامه مطلب  

خودت قبول میکنی؟  

تو اسمشو بذار بیکاری
تو اسمشو بذار کنجکاوی
تو بگو اینستا...
من ميگم نگاهت!
من ميگم ذهنت!
من ميگم افکارت!
من ميگم خیانت...
+وقتی قدر داشته هات و ندونی و خوبایی که کنارتن برات عادی بشن، یه جایی زمین میخوری ازین ناشکری، یه روزی میاد که دیگه نداریش، میری شکار طاووس ولی کلاغم گیرت نمیاد!

ادامه مطلب  

شنبه چهارم دي ماه  

دیگه روز شماری نمی كنم ، اخه امدنت خیلی نزدیكه،  گل پسر تو چه شكلی هستی ؟ هزاران چهره برایت تصور می كنم و منتظر اولین دیدار خودم با تو هستم، نمی دانم مو داری یانه؟! سفیدی یا سبزه؟! موهات چه رنگیه؟!
ادرین یه خبر خوب برات دارم بی اغراق ميگم كه بابای بسیار بسیار مهربونی داری با قلب بزرگ 
همه نی نی های فامیل دوسش دارند، ولی تو از همه خوش شانس تری كه همچین بابای داری ، از الان برای اسكی رفتنت كارتینگ و شنا و خیلی چیزای دیگه برات برنامه ریزی كرده
می د

ادامه مطلب  

پنج شنبه 2 دی 95 ، ساعت 66:22  

میپرسه روزای قبل آزمون ؟!!
ميگم تلخ ..... به اندازه ی زهر تللللخ ....
میپرسه چرا ؟!
ميگم من صفر و صدم 
میپرسه صفر و صد چیه ؟ 
ميگم یعنی غاطی .. ده روز نخونی ، دو روز بخونی . ده روز خواب و بی خدایی ، دو روز بی خوابی و التماس خدا کردن ..
ميگم دیگه سوال نپرس ... خودم میدونم دارم با جسمم و روحم چه میکنم ...
فقط
ای کاش...
خدا این نزدیکا باشه و صدامو بشنوه ... 
صدای خسته ، صدای عجز ، صدای تنها بودن ...

ادامه مطلب  

بازيهاي پيچيده اي كه واردش ميشوم  

من به كسی ربط ندارم ینی كلا در من و احساسات و زندگی من چيزي وجود نداره كه به كسی ربط داشته باشه چیز خاص منظورمه
هرچيزي هم كه ربط دار باشه در حد چیزای معمولیه ولی ادما خیلی به من ربط دارن اونم آدمایی كه خیلی خیلی ك....ی تشریف دارن و ابدا خودشون فكرش روهم نمیكنن كه ك....ی هستن و این آدما به من زبط دار میشن و من واردی یه سری بازیهایی میشم كه قراره آخرش اوسكل بشم و مغزم طی یه سری مرحله گیم اور بشه و ب..ا بره
خیلی زیادن مقوله ها و مساله هایی كه توشون افتاد

ادامه مطلب  

هععی...  

مامانم ی شکلات دستش گرفته اومده تو اتاقم
درمو بسته
اومده نشسته میگه تولدت مبارک دخترم
گفتم بدونی به یادتم
ميگم مرسی مامان
بعد ميگم چیزه مامان
میگه ها چی میخای؟
ميگم فردا شیرینی میخرین دیگه
میگه به چه مناسبت؟
ميگم تولدمه دیگه
فردا میخان برام تولد بگیرن
میگه حرف بیخود نزن دختر جان
هنو حقوق منو باباتو ندادن
بزا بدن در اولویتام قرار میدم
ميگم در اولویت چندم؟
میگه بعد خریدای خونه
ميگم مرسی واقعا!
میگه حالا بزا بدن بعد شاید یه جابه جایی هایی هم ص

ادامه مطلب  

قول ميدم  

یاد كتكى میفتم كه بچه هه تو شیراز خورد
دوباره میزنم زیر گریه
به خودم ميگم: چرا نرفتی مرغ عشقشو برداری ك كتك نخوره ك مرده گردن كلفت نتونه عقده شو خالی كنه؟ دستش بشكه الهی
به خودم میگفت كتك بود به گردنش خورد، روزی هزار بار روحش كتك میخوره
چند بار پشت سر هم ميگم: میام كمكتون، دست خدا میشم، قول میدم
میام كمكتون
قول میدم
میام كمكتون
یاد پسری میفتم ك وقتی راهنمایی بودم تو بازار دیدم: چند تا پلاستیك به یكی از پیر زنایی ك دستفروش بود فروخت و بعد پیرزن

ادامه مطلب  

عقش  

دانش آموز کلاس هشتمه؛
 
میگه:یه بار تاحالا خودکشی کردم
ميگم:پشیمونی خودکشی کردی؟
میگه:آره
ميگم:ینی دیگه خودکشی نمیکنی؟
میگه:اگه ب عشقم نرسم بازم خودکشی میکنم
ميگم:بنظرت عشقت واقعیه؟
میگه:آره
ميگم:چندوقته عاشق شدی؟
میگه:3یا4ماهه
 
کاش میشد خفش کنم:/
چرا نمیشه دانش اموزا رو زد؟دی

ادامه مطلب  

میگم که ..... بیا همو دوست داشته باشیم ...  

آقاااا ... ميگم که ! 
من دیشب خواب شما رو دیدم ، خیلیم خوب و انرژی بخش :)
من شما رو بسیار دوس دارم :*
در تمام طول راه به شما همش فکر میکردم و لبخند پشت لبخند بود که ب  لبانم نقش میبست و این حرفا :) 
ميگم که ! 
شما کجای این شهری که با من نیستی ؟! یکم بیا و با من باش ... ننداز زمین این روی مارو :( 
راستیییی مبارک باشه :) فک کنم منم اندازه تو خوشحالم ، اصن یجور خاصی امید میندازه به دل آدم این کوچک زیبا :) 
ميگم کههههه .... 
میشه بیای !؟ 
بیا 
نباش خسیس 
دلمون تنگه 

ادامه مطلب  

 

ميگم آیا شود که گوشه چشمی به ما کند؟!
ز میگه نه!
لب و لوچه م آویزون میشه ميگم چرا خب؟!
یهو ف میگه که بستگی داره!
ميگم چرا خب؟!!
ز میگه برای اینکه بجای گوشه چشم، تمام و کمال نگاه میکنه!
ف هم میگه نشونش بده خودم بش ميگم بنگره!!!
هیچی دیگه زنگ تفریح دوستان رو پر کردیم درحالیکه عمرا به باور برسن این موضوع رو!!!
ما هم که همینجور منتظریم بنگره....
 
+ یه دیقه میرم هفت آسمان میدرم برمیگردم!!!!!

ادامه مطلب  

سیگار کشید تا فراموشت کرد  

- دوستت دارم
+ چيزي گفتی ؟
- هیچی، ميگم دستت نخوره به اینا
+ نه حواسم هست
- من این وسیله ها رو از جلو راه برمیدارم که خلوت بشه
+ منم دوستت دارم
- ها ؟!!
+ هیچی ميگم حواست باشه دست خودت هم نخوره بهشون
- منم
+ تو هم چی ؟
- منم حواسم هست ...
پ.ن : این متن رو کافه الیا جلوی درش نوشته بود، عنوان پست از سید مهدی موسوی

ادامه مطلب  

 

وقتی به گذشته فكر میكنم و به قسمی كه خورده بودم و عهدی كه بسته بودم"عاشق نخواهم شد"...حالا چی شده كه بهت ميگم بهم پیام نده اما تا میگی "غزل"بند روح و روان و جوونم پاره میشه و با عشق ميگم "جانم"..
سال هارو به قبله بودم و می گفتمدیگر هیچ کس از من عاشقانه ای نخواهد شنیدآمدیردشدیبند دلم پاره شدکاش می فهمیدی چه لذتی داردپاره شدن طناب یک اعدامی...

ادامه مطلب  

ثارالله...  

 هر چه می‌کوبند کوبان‌تر
سنج‌ها را، طبل‌ها را و دهل‌ها را
            جز صدا چيزي نمی‌بینم
 
گفت راوی:
ـ «خون حق بوده‌ست
                  ناحق ریخته بر خاک صحرایی
                  ما به خونخواهی!...»
من ولی در خیل خونخواهان بسیارش
از نشان «طالب خون خدا» ‌چيزي نمی‌بینم
 
ای تن بی‌سر!
ای سر بی‌تن!
گفته و ناگفته بسیار است
نخل و طبل و خیمه و زنجیر هم بسیار
سوگواران از جوان و پیر هم بسیار
من ولی می‌بینم آن سوتر
در میان خیل خونخواهان خود ت

ادامه مطلب  

سرماخوردگی  

امروز اخرین روز پاییز بود تقریبا و من مریض بودم
ی سرماخوردگی باسوزش گلو و بدن درد 
اِلِمانای همیشگیه ی سرماخوردگی 
ازصبح کنارم بود 
تامیگفتم.کسی نیست من سرش غر بزنم میگفت من ک هستم 
میگه حوصله غرزدن کسی ندارم امابه غر زدنای تو چيزي نميگم 
بعد وسط عطسه و سرفه هام میگه ویدا تو چه حسی به من داری 
اگه دوس نداری نگو
ميگم ی دوست خوب
میخنده بعد میگه وابسته من هستی؟
میترسه از وابسته کردن
ميگم نه 
کمرخودش از درد صاف نمیشه ها اما میگه میای ببینمت 
حال

ادامه مطلب  

فصل لعنتي  

سه شنبه ساره زنگ زد و خبر داد كه كار را نگرفته. ایمیل كارفرما یك مشت خزعبل بود و بهانه برای تو ضیح دادن چيزي كه اتفاق نیفتاده.از آنجایی كه امیدوار بودم بالاخره به چيزي كه می خواهد رسیده حسابی حالم گرفته شد. پنجشنبه یكی از دوستان كم حرف و تو دارم كه چندان هم نزدیك نیست بی هوا توی تلگرام و پرسید فلان صحبت یك سال قبلمان پیرامون پیچیده بودن روابط انسانی یادم هست؟ تا بیایم و چيزي به یاد بیاورم خبر داد از همسرش جدا شده!جمعه زنگ زدند كه دخترعمو زمین خ

ادامه مطلب  

گوهر  

گوهرجان...من حالم متغیره!یك روز دلم میخواد اصلا تورو توی غمم شریك نكنم چون میدونم خودتو غرقش میكنی یه روزم دلم میخواد فقط تو باشی كنارم ! چون تو تنها كسی هستی كه حرفامو اون چيزي كه هست میشنوه!نه كمتر نه بیشتر!بدون هیچ قضاوتی ! من فاصله رو دوست ندارم رفیق جان ...اینقدر از فاصله نگو!!!تو هنوزم منو نشناختی!بعضی وقتا از دلتنگی زیاد حتی نمیخوام جوابتو بدم،دلم میخواد پاكت كنم...انگار كه اصلا وجود نداشتی ! پیاماتو نصفه نیمه میخونم و ميگم : حتما طرف اشتبا

ادامه مطلب  

50.  

من از حكمتت هیچی نمیفهمم.. گفتن بخشنده ای گفتم ببخشید.. گفتن مهربونی گفتم حالمو میبینه،دلمو نمیشكنه.. گفتن عادل گفتم تا اینجاشو كه اینجوری گذشته از اینجا به بعدشو كنارمه، امیدمو نا امید نمیكنه.. ولی حالا میدونی چی ميگم؟؟؟ تو از همه سنگدل تری.. تو از همه ی آدمای دنیات بیشتر دل میشكنی.. یه نقاب حكمت زدی به چهره ات و به آخرین امید، آخرین دلیل زندگی آدمم رحم نمیكنی.. خدایا من هر ثانیه پشیمونم از صدا زدنت.. پشیمونم از اینكه تو رو آخرین چاره ام دونستم..

ادامه مطلب  

دیالوگ های ماندگار  

 
ند : من ماجراجویی می­خوام. من رمانس می­خوام.بیل : چيزي به اسم ماجراجویی یا رمانس وجود نداره. فقط اشتیاق وجود داره و دردسر ند : اشتیاق و دردسر؟بیل: بله و بامزه اینجاست كه وقتی به چيزي اشتیاق نشون می­دی تو دردسر می­افتی و وقتی تو دردسر افتادی دیگه به چيزي اشتیاق نشون نمی­دی.simple men 1992 _ مردان ساده _ هال هارتلی

ادامه مطلب  

غرور يا عشق؟  

+ دوستت دارم- چيزي گفتی ؟+ هیچی،ميگم دستت نخوره به اینا- نه، حواسم هست + الان این وسیله ها رواز این جلو راه بر می دارم که خلوت بشه- منم دوستت دارم+ ها ؟- هیچی، ميگم حواست باشه خودت هم دستت نخوره بهشون+ منم- تو هم چی!+ منم حواسم هست...:)

ادامه مطلب  

دل نوشته ها  

بعضى اوقات دلم براى خودم میسوزه انقدر خانوادم از بچگى بهم گفتن كه به دیگران مهربانى كن تا مهربانى ببینى اما الان انقدر خوبى و مهربانى كردم كه جز بى رحمى چیز دیگه اى نمیبینم ولى حساب من با خداست میدونم خدا تو زندگیم جبران میكنه اما بنده هاى خدا چى !! نمیخواد جبران كنن سوء استفاده نكنن یا پشت ادم نگن كه چقدر من احمق و ساده ام .... من احمق نیستم من همه چیزو میفهمم ولى با خودم ميگم بذار ادما فكر كنن كه خیلى زرنگن چون من چیزى از دست نمیدم و اونا هستن ك

ادامه مطلب  

دل نوشته ها  

بعضى اوقات دلم براى خودم میسوزه انقدر خانوادم از بچگى بهم گفتن كه به دیگران مهربانى كن تا مهربانى ببینى اما الان انقدر خوبى و مهربانى كردم كه جز بى رحمى چیز دیگه اى نمیبینم ولى حساب من با خداست میدونم خدا تو زندگیم جبران میكنه اما بنده هاى خدا چى !! نمیخواد جبران كنن سوء استفاده نكنن یا پشت ادم نگن كه چقدر من احمق و ساده ام .... من احمق نیستم من همه چیزو میفهمم ولى با خودم ميگم بذار ادما فكر كنن كه خیلى زرنگن چون من چیزى از دست نمیدم و اونا هستن ك

ادامه مطلب  

 

ميگم نمی تونی ترک کنی, میگه میتونم, ميگم قبلنا هم زیاد گفتی ولی دوباره شروع کردی, میگه دیگه خسته شدم این دفعه قول میدم که دیگه نکشم, ميگم من رو حرفت حساب میکنما, میگه حساب کن, ميگم اگه دوباره شروع کردی چی؟ میگه نمی کنم بخدا نمیکنم, ميگم حالا که سیگارو میذاری کنار برا ورزشت هم خوبه حالا که تصمیمت رو گرفتی منم پشتتم, یادت باشه من هرشب تو همین وبلاگ مینویسم چندوقته پاکی  اینا شاهدنا, آقا از امشب میخواد سیگار و ترک کنه, از الان, ساعت سه و سی و سه دقیق

ادامه مطلب  

 

بهش ميگم میخوام کار مداخله انجام بدم
میپرسه یعنی چی؟؟
ميگم یعنی اینکه یه سری آموزش ها رو برای کسایی که مساله رو دارن ارائه میکنم تا اون مساله رو بتونن حل کنن 
مثه کمنترل خشم
میگه مثه موش آزمایشگاهی
یه لحظه میمونم
ميگم نه این اموزش ها اثبات شدن
ولی نه فقط نظریه اثبات شده س نه آموزش

ادامه مطلب  

77.  

دیشب میگه چرا بلاک کردی؟
ميگم چون حرفمو نمیفهمی.
میگه آره راست میگی ما حرف همو نمیفهمیم ، میخوام یه کاری کنم.
ميگم چیکار؟
میگه شمارتو میدم به مینا ، به منم ربطی نداره . نتیجه هرچی شد به منم بگید
 
 
مثل بچه ها رفتار میکنه .
اه.
خب وقتی تو چشات نگا میکنم ميگم نمیخوامت دیگه چی میگی؟؟؟؟
خواستن زورکیه؟؟؟
مسخره ِ پررو.
 
 
 

ادامه مطلب  

 

 
هر بار که از کنار کتابخانه رد می شوم و کتابهای نازنینم را میبینم لابه لای کتابهای روانشناسی موفقیت بابا که قدیم ها میخوانده و هیچ تاثیری هم روی موفقیتش نداشته است! کتابهای کنکوری و درسی خواهرم که آنها هم خیلی در نتیجه کنکور و امتحانات او موثر نبوده اند و یک سری کتاب مذهبی مربوط به مامان و باباست که آنها هم تاثیر خوبی نداشته اند... و یکسری کتاب متفرقه که هیچ کدامشان را دیگر دوست ندارم... حس میکنم جای کتابهای من لا به لای آن کتابها نیست. البته ک

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1